شهادت حضرت مسلم بن عقیل(ع) ۵

ای که یاد رخ تو درد مرا تسکین است

بار هجران تو بر شانه‌ی من سنگین است

گر چه تلخ است غریبی و پریشان حالی

لیک در راه تو آواره شدن شیرین است

ز ره دور حبیبا به من خاک نشین

گوش چشمی بنما سخت دلم مسکین است

پشت دیوارم و با جرم طرفداری تو

لب و پیشانی من چون جگرم خونین است

هر کجا روی نمودم من مهمان دیدم

میزبان سنگ بدست و به لبش نفرین است

بس که بی یار شدم در دل این شهر حسین

دو گلم بهر امانت به کف گلچین است

من که جانم به لب آمد تو به این شهر میا

روی گردان که دل از آمدنت غمگین است

Shahadat H.Moslem(a) 94

یا زهرا(س) مددی

۲ نظرات

  1. سلام خدا قوت به دوستان عزیز…
    مارو از دعای خیرتون فراموش نکنید…

نظر خود را برای ما بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *