شام غریبان حسین(ع) ۵

خیمه‌ها می‌سوزد و شمع شب تارم شده

در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده‌ایم

از چه دیگر شعله‌ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین

امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می‌خواهی بسوز

مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند

در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع

از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست

دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت

مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش‌ها ولی

سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله‌های کربلا آتش به جانم زد (حسان)

آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده

حبیب الله چایچیان(حسان)

Shame Ghariban - Mouharam 95

یا زهرا سلام الله علیها مددی

نظر خود را برای ما بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *